تمرینات درس ساختمان داده و ++C جعفر نژاد قمی
دوستان عزيز ميتوانيد جهت دريافت كليه تمرينات ساختمان داده و C++ كتاب جعفر نژاد قمي با
شماره تلفن زیرتماس حاصل فرماييد من تمرينات رو با قيمت مناسب در اختيارتان قرار ميدهم.
09189800761
دوستان عزيز ميتوانيد جهت دريافت كليه تمرينات ساختمان داده و C++ كتاب جعفر نژاد قمي با
شماره تلفن زیرتماس حاصل فرماييد من تمرينات رو با قيمت مناسب در اختيارتان قرار ميدهم.
09189800761
توضیحات برنامه :
دوستان عزیز هنگام اجرای فایل در جلوی پیغام Enter n number تعداد میله
هاتون رو بهش بدید مثلا ۵ بعد از زدن کلید Enter در جلوی پیغام Enter
A,B,C عبارت A B C را وارد کنید دقت کنید که به صورت حروف بزرگ باشد
سپس کلید Enter را فشار دهید.
دوستان عزیز این برنامه تا ۱۰۰ عدد را اگر در جلوی پیغام Enter n
number وارد کنید قبول میکند در صورت لزوم میتوان این عدد را هم به راحتی
افزایش داد و تا N عدد رسوند.
قیمت برنامه فقط ۱۰۰۰۰ تومان میباشد اگر دوست داشتید میتونید با شماره
۰۹۱۸۹۸۰۰۷۶۱ تماس بگیرید تا کد برنامه رو براتون بفرستم مطمئن باشید که کد
برنامه خیلی ساده است.
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!
معمولا افراد مو قرمز 90 هزار تار مو دارند. در حالي که افراد مو مشکي حدود 110 هزار تار مو دارند.
معمولا سرعت خواندن متون در صفحه ي مونيتور 25% کمتر از سرعت خواندن همان متون در روي صفحه ي کتاب است.
ناخن مر دان سريعتر از ناخن زنان رشد مي کند .
ناخن هاي دست سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميکنند.
رکورد درازترين ريش جهان متعلق به هانس ان لنگست است که در سال 1846نروژ متولد شد. ريش او 5/334متر درازا داشت.
ناخن ها در فصل تابستان رشد بيشتري نسبت به فصل زمستان دارند.
مو به علت نزديکي به مغز استخوان سريعترين رشد بدن را در ميان ديگر اعضاي بدن دارد.
عنبيه ي چشم تنها قسمتي در بدن است که رگ خوني در ان وجود ندارد.
فيلها تنها جانوراني هستند که قادر به پريدن نيستند.
در يک سانتيمتر پوست شما 12 متر عصب و 4 متر رگ و مويرگ وجود دارد.
حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري مي کند.
اعصابي که در بدن شما وجود دارد به اندازه ي فاصله ي زمين تا ماه است.
شن خيس از شن خش سبکتر است
مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود سقوط مي کند.
فک انسان مي تواند هنگام جويدن فشاري معادل 200 پوند وارد کند . در حالي که فک يک سوسمار مي تواند 2000 پوند فشار وارد کند.
جنيفر لوپز براي اينکه بتواند مناظر زيباي ساحل جنوبي فلوريدا را تماشا کند اپارتماني را به قيمت 100000000 دلار خريداري کرده است.
دوستان عزيز ميتوانيد جهت دريافت كليه تمرينات درس معماری کامپیوتر و كتاب موریس مانو با
شماره تلفن زیرتماس حاصل فرماييد من تمرينات رو با قيمت مناسب در اختيارتان قرار ميدهم.
09189800761
یکی را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید
بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
به برگ گل نوشتم من
تو را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را
به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به کوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس
چون مهتاب به روی بسترش لغزید
یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشاند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم
ولی افسوس وصد افسوس
زابر تیره برقی جست که قاصد را میان راه بسوزانید
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
یکی رادوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
ای تو فرشته قلب شكسته من ، ای تو گلدسته اين دل عاشق من
به خداوندی خدا دوستت دارم
ای تو زيباترين زيبايی ، ای رويای بيداری
به خداوندی خدا دوستت دارم
ای بيقرار دلم ، ای تك درخت دشت سرخ قلبم ،
به همين لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم
ای آنكه چشمت بارانی است ، ای تو كه روحت شادابی است ، و
رگهايت از خون محبت جاری است
به آن كعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم
ای مست اين جان خسته من ، ای چشمه جوشان اين قلب بی طاقت من ، ای مهتاب اين
شبهای بی تابی من به آن
چهره مقدس عاشقانه ات قسم دوستت دارم
ای ساحل اميدم ، ای موج بی قرارم ، ای كوه پر غرورم ،
ای سبزی بهارم به همين چشمان
پراشكت قسم دوستت دارم
ای زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز من ، ای فردای من
به همان لحظه ديدارمان قسم دوستت دارم
نمی دانم كلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بيان كنم تا تو باور كنی كه
دوستت دارم

بيشتر از هر زمانی ، بيشتر از هر لحظه ای تو را ميخواهم و برای
ديدنت بيشتر از هر لحظه ای بيقراری ميكنم
پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
پیغام گیر مولانا
:
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !
پیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
...سلامی دوباره خواهم داد